نظام حقوق جنسی 5

خرید بک لینک

آزادی جنسی

با توجه به تعطیل بودن تقریبی راهکارهای سه گانه در جامعه امروز،گریز ناپذیر بودن آزادی جنسی امری مسلم خواهد بود.اصراری نیست که راهکارهای گفته شده به هر قیمت در جامعه عملی گردند ولی در صورت تعطیل بودن یا سخت بودن دسترسی ،دیگر کسی حق تحمیل تقوی و بند نهادن بر پای جامعه نیازمند را نخواهد داشت و جاهلانه است که انسانها برای رفع یک نیاز ساده ،عمری به خاطر رضایت مذهب در تلاطم و نیاز دست و پا زده و به دور خود بپیچند.بنابراین فرهنگ عقل گرا هیچ گاه به حبس بی دلیل نیاز و غریزه ،هر چند به بهای آزادی مطلق جنسی رای نمی دهد.

منظور از آزادی جنسی، روسپی گری و گشودن بازار کاسبیهای جنسی نیست بلکه روابطی است که صرفا هدف آن رفع نیاز و تنگنای دوسویه است.هر ارتباط و تعاملی که دارای هدف معقول باشد مورد توجه و احترام خواهد بود اگر چه آن ارتباط صرفا پاسخ به نیاز غریزی باشد.

منظور از آزادی جنسی رابطه ای است که تحت یک دوستی و عاطفه مدت دار و زیر چتر تعهد و در چهارچوب قاعده و قانون تعریف شده خود مورد عرضه قرار گیرد.شکی نیست که شرط وجود این نوع آزادی در جامعه ،بالا رفتن ظرفیتها و برچیده شدن بی جنبگیها و نیز تابوهای محدود کننده و تعریفات تنگ بینانه جنسی و ارتباطی از ذهن مردم است .

روابط قبل از ازدواج:

دوستی و روابط بین دو جنس مخالف قبل از ازدواج می تواند یک بهره مفید تجربی و تمرین در مسیری کوچک قبل از ریسک برای پا گذاشتن در مسیر دراز و سدی موقت در برابر سیلاب باشد.جوامعی که آزادی جنسی دارند ازدواج هم دارند و اگر آمار طلاقشان کمتر از جامعه مذهبی نباشد بیشتر هم نیست.رابطه قبل از زناشویی نه تنها سنت و قانون ازدواج را به تعطیلی نمی کشاند بلکه گاه ازدواج می تواند بین همان دو فردی شکل گیرد که در کانون ارتباط قبل از ازدواج به یکدیگر دلبسته و وابسته شده اند . مهم همخوانی و همخونی است که اگر وجود داشته باشد حتی ارتباطات جنسی نیز نمی تواند بین دو فرد جدایی و سردی اندازد، در غیر این صورت معلوم می شود که آن دو از آن یکدیگر نبوده و حسشان نسبت به یکدیگر تنها هوسی گذرا بوده است.

در فرهنگ عقل گرا هیچ کس روابط قبل از ازدواج خود را مانعی برای ازدواج عاشقانه آینده با فرد دیگر به شمار نیاورده و کسی نیز تعصب بر این ندارد که همسر و شریک زندگی اش بکر و ناسفته باشد.در حوزه عقل هرگز قانونی وجود ندارد که آغوش مرد تنها باید از آن یک زن و یا آغوش زن در طول زندگی تنها باید از آن یک مرد باشد.نه روابط قبل از ازدواج زن و نه حتی وجود بکارت برای او، هیچ حقی برای مرد به شمار نیامده ودنیای قبل از ازدواج زن و شوهر هیچ ارتباطی به دیگری ندارد.خیانت و وفاداری تنها بعد از ازدواج معنا می یابد و نه قبل از آن ؛آنگونه که غیرتمداریها نیز جایش تنها درون زندگی زناشویی است و نه قبل و بعد از آن. بنابراین این قبح نگریهای دست و پاگیر دنیای مذهب است که نیازمند تغییر است .

در جامعه عقل گرا دوران مجردی انسانها آکنده از آزادی و ارتباط و لذت، و ازدواجشان نیز سرشار از تعهد و وفاداری است.زمانی که دوران مجردی دوران خفقان و زندان جنسی باشد دوران تاهل نیز دوران تنوع خواهی و خیانت خواهد بود. انسانی که از دوران مجردی و آزادی خود بهره کافی را برده و خود را تخلیه نموده باشد ازدواج برای او معنا و هدفی جز یک پیوند متعهدانه و وفادارانه برای یک زندگی واقعی نخواهد داشت .هر چه دختر و پسر قبل از ازدواج از آزادی بیشتر ارتباطی برخوردار باشند بعد از ازدواج حس تنوع خواهی شان کمتر و به شریک زندگی خود قانع تر خواهند بود.در واقع ازدواج باید زمانی شکل گیرد که حرص جنسی و عاطفی و نیاز اضافه بر تعادل در انسان فروکش کرده و به نقطه اعتدال رسیده باشد(البته برای کسانی که نیاز اضافه بر تعادل دارند).علاوه بر این روابط جنسیتی درهر دوره ای از عمر طعم و کام متفاوت روحی خود را دارد که رضایت جنسی کامل در زندگی ،در بهره وری کامل سنی است.

جایی که بین سن نیاز و ازدواج ،فاصله قابل توجه وجود دارد رابطه موقت می تواند به اعتدال نیاز جنسی و احساسات و نیازهای عاطفی دختر و پسر کمک شایان کند. این تعدیل قوا باعث می شود که فرد برای ازدواج ،زیر فشار و نیاز از هول حلیم در دیگ نیافتد و ندیده و هیجانی و احساسی و عاشقانه عمل نکند؛ زیرا تنها با داشتن فکر ، احساسات و قوای متعادل است که می توان در این مورد عاقلانه و سنجیده عمل نمود.انباشتگی بیش از حد نیاز و عقده و حرص عاطفی و جنسی ،عقل و تصمیم گیری درست را هنگام رودررویی یکباره با جنس مخالف ،مختل می کند .

راهکار صبر:
ممکن است گفته شود که حتی در صورت تعطیل بودن راهکارهای سه گانه،باز آزادی جنسی امری موجه نخواهد بود و طبق دستور دینی "فلیستعفف الذین لا یجدون نکاحا" وظیفه بر صبرو خویشتن داری است. در پاسخ باید گفت که این امر و سفارش یا باید دستوری بر خاسته از دم ونفس گرم گوینده باشد که هرگز در جای انسان تشنه و نیازمند ننشسته و یا آنکه باید مصداق آن را عده بسیار اندکی از انسانها دانیم که ذاتا نیاز جنسی قابل توجهی در خود احساس نمی کنند وگرنه اگر کسی بتواند بیش از یک هفته بدون غذا زندگی کند بیش از یک ماه نیز خواهد توانست که بدون تخلیه جنسی ،عفت مداری مورد نظر شرع را تاب آورد. علاوه بر این انسان عاقل چندان نمی تواند ریسک تکیه به این نوع وعده های سر خرمن و نامعلوم شرعی را به خود بخرد.

روابط جنسی و سن ازدواج:

همان گونه که روابط خارج از ازدواج تا حدودی موجب بالا رفتن سن ازدواج می گردد بالا رفتن سن ازدواج نیز موجب گسترش روابط خارج از ازدواج می شود.بالا رفتن سن ازدواج تا حدی جزو شرایط جبری دنیای جدید است اما این تاخیر در صورتی جبران می شود که روابط جنسی قبل از ازدواج در جامعه به عنوان یک حق و مسئله عادی پذیرفته گردد وگرنه محرومیت از هر دو، جهالت آشکار خواهد بود.روشن است که هر چه راههای ارتباط جنسی بین دختر وپسر کمتر باشد توجه به راهکار ازدواج نیز بیشتر می شود اما این در صورتی است که شرایط ازدواج برای هر دختر و پسر نیازمندی در هر سن وسال آسان و فراهم باشد وگرنه هر کس آزاد به انتخاب راهکار درمانی خود خواهد بود.

تفاوت نیاز :
جنسیت و سکس لذتی است که در چشم همه انسانها به یک اندازه آراسته و شیرین جلوه گر نشده و مانند بعد عاطفی می تواند از حد معمولی و سطحی تا حد افراط یعنی عشق و جنون ،متفاوت باشد.نیاز و اشتهای انسانها در یک حد نیست پس حد اعتدال و بسندگی نیز در مورد هر انسان بحثی متفاوت از دیگری است.بعضی در بعد جنسی ممکن است مشکل ونیاز جدی نداشته و صبر تا زمان عرفی ازدواج نیز برایشان چندان سخت نباشد و سرانجام نیز یک ازدواج تا پایان عمر برایشان کفایت کند. کسانی که تشنگی درونشان تنها در حد همان آب موجود بیرون است از دغدغه ای بزرگ آسوده اند اما همه افراد چنین آفریده نشده اند.بنابراین برای هر انسان با هر نوع نیاز باید راهکاری موجود و در دسترس باشد اگرچه آن راهکار، آزادی کامل جنسی باشد.

آرامش غریزه ؛مهم ترین ضرورت زندگی :

بالا بودن سن ازدواج و برعکس پایین آمدن سن فهم مسائل جنسی در عصر جدید ،وجود روابط قبل از ازدواج را امری عادی می سازد.رسیدن به آرامش غریزی ضرورت و اهمیتی است که شکسن هر نوع دیوار و مانعی را در مسیر خود ضروری و لازم می کند و در این بین تابوهای زندان ساز و مضحکی همچون بکارت نیز باید از اساس برچیده شوند.

پاسخگویی غریزی و آرامش جنسی در گرو تخریب دیوارهای واهمه و غرور بوده و آنگونه که در اظهار گرسنگی ،احساس کمبود و کوچکی وجود ندارد در آشکار کردن نیاز جنسی نیز که نیاز عادی و طبیعی انسانی است جای شرم وترس و پنهان کاری و ریاکاری جنسی نیست.

نسبیت دیدگاههای جنسی:

نگرشهای جنسی بر اساس نوع فکر و فرهنگ(مذهبی یا عقلانی) بسیار متفاوت و نسبی اند.بنابراین اگر مسائل جنسی در یک جامعه جزو موضوعات بغرنج و پیچیده به شمار می آید جامعه دیگر ممکن است کاملا تهی از این دغدغه باشد.اگر در یک فرهنگ به رابطه آزاد به عنوان امری طبیعی و عادی برخورد می شود درجامعه ای دیگر ممکن است آنچنان تعصبات حیثیتی و ناموسی شدید و عمیق باشد که حتی کار در این موارد به قتل و جنایت یا خود کشی نیز بیانجامد.اگر در یک فرهنگ مسئله حفظ یا عدم بکارت حقی شخصی و طبیعی برای دختران به شمار می آید در فرهنگ دیگر نبود بکارت مساوی با انزوا و مجرد زیستن ابدی فرد خواهد بود. در عین اینکه دید و رفتار یک فرهنگ نسبت به مسائل جنسی دیدی پست و نخاله گونه و رفتاری سرکوب گرایانه است نگاه جامعه دیگر به این مسئله نگاهی لوکس و مورد احترام بوده وهمان گونه که به نیاز انسان گرسنه چپ چپ نگاه نمی شود تخلیه نیاز ساده جنسی نیز امری کاملا عادی به شمار آمده و نیازمند ادا و اطوار و دغدغه و دبدبه قلمداد نمی گردد.بنابراین تفاوت بسیار اساسی است اینکه انسان در فرهنگ باز و لذت گرا و شادی آفرین عقلانیت به دنیا آید یا در فرهنگ بسته ،محرومیت آفرین و پر حسرت مذهب.

طوطیان در شکرستان کامرانی می کنند

وز تحسر دست بر سر می زند مسکین مگس

ممنوعیت شرعی :

خویشتن داری جنسی در برابر آنچه به اصطلاح شرع، گناه نامیده می شود در صورتی توجیه پذیر است که تخلیه نیاز جنسی از راه حلال،برای هر انسان نیازمند در هر شرایط و زمان و مکان، آسان و فراهم باشد و گرنه زیر بار فشار و تنگنا و اضطرار همه ممنوعیتهای جنسی (مانند ممنوعیتهای خوردن و آشامیدن)حلال و مجاز گشته و چیزی به نام پاکدامنی موضوعیت ارزشی و کمالی پیدا نمی کند. این در حالی است که حتی در شرایط عادی نیز هیچ دلیل و فلسفه محکم عقلی نمی توان برای ممنوعیت روابط جنسی پیدا نمود چرا که این روابط نه تنها مسائلی کاملا شخصی اند که هیچ ارتباطی به حق الله یا حق الناس پیدا نمی کنند بلکه در عملی که موجب رهانیدن انسانها از تنگناست مفهومی جز خدمت و نفع و نیکی نمی توان یافت.

اگر شراب خوری جرعه ای فشان برخاک

از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک

بلی آنچه در این میان زشت و ناسازگار با اخلاق تعریف می شود فحشاء(کاسبی جنسی) است و نه صرفا رفع نیاز دوستانه.نهایتا روابط جنسی تا حدی ممکن است که سن ازدواج را به تاخیر اندازد که این نیز مسئله ای شخصی است و ارتباطی به شرع پیدا نمی کند که بخواهد بر آن وضع ممنوعیت نماید.(1)

همجنس گرایی:

اگر چه در دنیای مذهب، همجنس گرایی و حتی میل بدان یک تابو و حتی بیماری تعریف می شود اما در فرهنگ عقل گرا این مسئله نیز مانند روابط بین دو جنس ،یک میل معمولی قلمداد می گردد. اگر این نیاز نیازی پوچ و بیهوده بود طبیعت هرگز میل آن در انسانها قرار نمی داد(2) و اگر جنس مخالف می توانست جایگزین این نوع میل خاص شود قوم لوط دست رد بر سینه دختران لوط نمی زدند.

خودارضایی:

آنگونه که هیچ اسانسی جایگزین میوه طبیعی نمی شود لذت خیالی نیز هیچ گاه نیاز به لذت واقعی را کم نمی کند اما در عین حال این راهکار گزینه ای سالم تر و منطقی تر از حبس آسیب زای نیروی جنسی است.

اگرچه مذهبیون برای خودارضایی ضررهای جنسی و جسمی گوناگونی برشمرده اند اما هیچ یک از این ادعاها از نظر پزشکی ثابت نشده اند. در واقع خود ارضایی نیز همان خروج اسپرم در رابطه طبیعی است. ضرر و آسیب تنها مربوط به زیاده روی است که این ضرر افراط در رابطه طبیعی نیز وجود دارد.

عمده لذت جنسی انسان نه لذت فیزیکی بلکه مزه و کام روحی آن است که این تنها در رابطه طبیعی شکل می گیرد .لذت غیر طبیعی نیاز و درد را موقتا مانند یک قرص آرام بخش فرو می نشاند اما نیاز اصلی و ریشه ای همچنان به شدت خود باقی است . گذشته از این کسی که به لذت خیالی و طولانی مدت عادت کرده بعد از رابطه طبیعی شاید به راحتی نتواند خود را با لذت واقعی وفق دهد.(3)

نویسنده:احمد ابراهیمی نژاد

پایان نگارش:مرداد1394
کپی برداری و برداشت،اکیدا ممنوع است.

1-اساسا باید گفت که هر گناه عقلی گناه شرعی نیز هست ولی هر گناه شرعی گناه مورد پذیرش عقل نیست.اگر شرع چیزی را حرام کرده باشد ولی عقل حرمت آن را درک نکند به این معناست که آن حرام قبح و فساد ذاتی در حد ممنوعیت ندارد و ممنوعیت آن تنها ابزار نفع و کاسبی و بهره وری شریعت گذار و ویژه همان طیف مذهبی است و گرنه اگر به عنوان مثال حرمت استفاده از طلا و ابریشم برای مرد دارای قبح و فساد ذاتی بود باید در بهشت نیز حرام اعلام می شد[ویحلون اساور من ذهب و لوء لوءاً ولباسهم فیها حریر] و یا اگر مثلا قبح روابط جنسی مورد منع شرع ،قبحی ذاتی بود فرزندان آدم و حوا نباید به صورت خواهر و برادر با یکدیگر آمیزش و ازدواج می کردند ،و یا اگر همجنس گرایی دارای قبح ذاتی بود می باید در بهشت نیز حرام اعلام می شد در حالی که روابط همجنس از لذائذ اصلی اهل بهشت است [ویطوف علیهم غلمان کانهم لولوء مکنون] .

2-حتی بزرگی چون حافظ نیز این شهامت را به خود داده که علاوه بر ابراز امیال باز نسبت به جنس مخالف، گرایشهای همجنس گرایانه خود را نیز در جای جای سروده های خویش آشکار سازد:

گر آن شیرین پسر خونم بریزد

دلا چون شیر مادر کن حلالش

**

دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم

مادر دهر ندارد پسری بهتر از این

**

به هوای لب شیرین پسران چند کنی

جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده

**

ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ای

کت خون ما حلال تر از شیر مادر است

**

چو در دستست رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سراندازیم

و شاعر سرانجام ناکامی درون خود از این آرزو و دستیابی را با وعده دیگری کامل می کند :

فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند

غلمان روضه حور زجنت به در کشیم

3- واما اینکه مذهبیون خود ارضایی را وارد در بحث گناه می دانند مسئله ای است که نه از نظر عقلی و نه شرعی هیچ پشتوانه ای ندارد.وضع کننده حرام و حلال تنها خداست در حالی که هیچ آیه ای در زمینه حرمت این امر وجود ندارد(واگر هم وجود می داشت از نظر عقل پذیرفته نبود) . بزرگان دین نیز همه مبین شریعتند ونه وضع کننده حلال و حرام.پس اگر امر و نهیی از ایشان در مسئله ای وارد شود که در کتاب آسمانی واجب یا حرام اعلام نشده باشد آن امر و نهی ، امر و نهی تنزیهی خواهد بود .در مسئله مورد بحث نیز اگر نهیی وجود داشته باشد صرفا حمل بر کراهت می شود.

کلمات بیگانه در زبان فارسی...

ما را در سایت کلمات بیگانه در زبان فارسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:33

صفحه بندی